با دوستام تو یکی از خیابون های شلوغ سمنان بودم که یهو یکی به گوشیم زنگ زد (وقتی پشت فرمون هستم ُکسی واسم زنگ میزنه اعصابم خورد میشه :| !) ؛ با عصبانیت جواب دادم ! شنیدم یه صدای ذوق زده میگه : ایتالیا قبول شدم . داداشم بود ؛ انقدر خوشحال شدم که ماشین رو نزدیک ترین جا پارک کردم و واسه پدرم زنگ زدم که خبر بدم . اون روز یکی از بهترین روز های امسال بود واسم .
تا تونستن سنگ انداختن جلوی راه ِش (شاید چون بیسبال یه ورزش آمریکایی بود !!) ؛ کار نداریم ! خلاصه با زحمت هایی که کشیده شد و نظر خاص ِ(واقعا خاص !!) مسئولین ورزشی و غیر ورزشی راهی شد به ایتالیا .
:)))
ما را در سایت اگه عینکی هستی ، عینکِت رو بردار ( ! ) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13